دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده    دسته‌بندی نشده    جنگ و جهانی شدن اشاره :مایکل چیسوسکی استاد اقتصاد دانشگاه اتاوا و نویسنده کتاب «جهانی شدن فقر» می باشد که یکی از پرفروش ترین کتابها در سطح بین المللی بوده و به ۱۱ زبان نیز ترجمه شده است. کتاب جنگ و پدیده جهانی شدن نیز اثر دیگری از همین نویسنده می باشد. در این کتاب نویسنده به بررسی عوامل مؤثر در شکل گیری ماجرای ۱۱ سپتامبر پرداخته و ادعای ابررسانه های غربی را مبنی بر اینکه حادثه مزبور ناشی از خطا در محاسبات اطلاعاتی بوده را به نقد کشیده است. با تحقیقات موشکافانه ای که وی به انجام رسانیده سعی در افشای این نکته نموده است که در پس ماجرای ۱۱ سپتامبر ترفند اطلاعاتی نظامی قرار داشته و همچنین به پنهان کاری و مشارکت بخشی از کابینه دولت بوش پیرامون حادثه یادشده اشاره می کند.      ● نویسنده: فاضل  لاریجانی     نویسنده معتقد است اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» یک ادعای ساختگی بیش نمی باشد و از جنگ مزبور به نوعی کشورگشایی تعبیر می نماید. در این راستا معتقد است که پدیده جهانی سازی در حقیقت آخرین قدم به سمت «نظم نوین جهانی» می باشد که به وسیله مجموعه های نظامی- صنعتی و صاحبان مراکز اقتصادی آمریکا هدایت شده است.     ۱۱ سپتامبر درواقع حادثه ای بود که مجریان دولت آمریکا به دنبال آن بوده و از آن می توان به عنوان «بحرانی مفید» نام برد که عملاً امکان توسعه جنگ های خارج از مرز و محدوده را فراهم نمود. پیامد اصلی استفاده شده درحقیقت توسعه امپراطوری آمریکا در جهان برای توسعه قدرت و تسلط بر جهان از منظر خارجی و نیز ایجاد حالت پلیسی در داخل بوده است. وی اشاره به شواهدی می نماید که در آن همواره سعی بر انحراف افکار عمومی در راستای پذیرش این نکته بوده که راه حل نظامی تنها راه حل ممکن بوده و چنین تفکری را تهدیدی برای آینده بشریت به شمار می آورد. کتاب مزبور در ده فصل تنظیم شده است. در بخش اول اشارات مبسوطی به زمینه های پدیدارکننده ماجرای ۱۱ سپتامبر نموده و درباره هویت اسامه بن لادن و ارتباطات وی با مراکز مهم به تفصیل سخن گفته است. در فصلی دیگر به رفتار دولت آمریکا در عرصه بین المللی در جهت ایجاد زمینه های فعالیتهای تروریستی اشاره نموده است. ازجمله موضوعات اشاره شده در فصول دیگر این کتاب می توان به موارد مختلف زیر اشاره نمود: نقش مراکز مختلف بین المللی مانند سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان در ایجاد حادثه ۱۱ سپتامبر؛ اهداف فرامنطقه ای پنهان برای توسعه جنگ مانند تسلط بر منابع نفت و گاز و بررسی منافع شرکتهای نفتی آمریکایی و بین المللی از عواید جنگ، توسعه قدرت نظامی آمریکا به عنوان بخشی از ساختار اصلی اقتصاد آمریکا؛ فواید اقتصادی درنتیجه توسعه نظامی؛ تنظیم معادلات منطقه ای خاور دور و روسیه و همینطور اهداف توسعه امپراطوری آمریکا و راهکارهای انجام شده برای رسیدن به اهداف منظور. بررسی های اقتصادی پیرامون ماجرای ۱۱ سپتامبر از نکات جالب توجه این نوشتار می باشد که در زیر به گوشه هایی از گفتار وی در باب «بحران اقتصادی در جهان» اشاره می نمائیم.   بحران اقتصاد جهانی «جنگ علیه تروریسم» و ایجاد حالت استبدادی همزمان با افت شدید اقتصاد جهانی همراه بوده است. افت شدیدی که سقوط مراکز اقتصادی آمریکایی؛ افزایش نرخ بیکاری؛ فروپاشی ساختار رفاهی اجتماعی در تمامی مناطق عمده جهان منجمله اروپا و امریکای شمالی و همین طور توسعه قحطی و فقر را در مناطق وسیعی به همراه داشته است. در مقیاس اقتصاد جهانی چنین افتی بسیار نگران کننده تر و شدیدتر از آنچه که در دهه ۳۰ به وقوع پیوست می توانست باشد، افزون به اینکه شرایط نیز متفاوت ازدهه ۳۰ بوده چرا که نه تنها جنگ باعث تغییرات بنیادین در فعالیتهای اقتصادی اجتماعی به سمت فعالیتهای اقتصادی متکی بر صنایع نظامی شده بود بلکه این جنگ افت شدید سطح رفاه اجتماعی در میان کشورهای غربی را نیز به همراه داشت. تنها پنج روز پیش از حمله تروریستی به مرکز تجاری و پنتاگون، رئیس جمهور آمریکا به حالت پیش گویانه ای بیان داشت که به نظر وی تنها زمان مناسب برای به کارگیری بودجه امنیت اجتماعی در مواقعی چون بروز جنگ؛ رکود اقتصادی و یا موارد اضطراری شدید می باشد و بر نکته مزبور تأکید نموده بود. لحن گفتار رئیس جمهور آمریکا مبنایی برای توسعه ماشین جنگی آمریکا به شمار می آید. «رکود اقتصادی» و «جنگ» کلماتی است که برای قالب دهی افکار عمومی و قبولاندن این نکته که هزینه نمودن از بودجه امنیت عمومی برای تولید سلاحهای تخریب جمعی (درحقیقت تغییر جهت دادن از منابع ملی به مجموعه های صنایع نظامی) بکرات مورد استفاده قرار گرفته است. از زمان حمله تروریستی تاکنون عباراتی چون «عشق به کشور»، «وفاداری به میهن» و «میهن دوستی» رسانه های همگانی و گفتگوهای سیاسی روزانه را پر کرده است. هدف اصلی از نامیدن کشورهایی چون عراق؛ ایران؛ کره شمالی؛ لیبی و سوریه به عنوان کشورهای محور شرارت ، ایجاد مشروعیت برای احیاء مسئله دفاع ملی بود که به علاوه توجیهی برای مداخله های مستقیم نظامی آمریکا در مناطق مختلف جهان را نیز تأمین می نمود. تغییر مسیر تولید از تولیدات برای مصارف غیرنظامی و داخلی به تولیدات نظامی درآمد سرشاری را عاید پیمانکاران دفاعی می نمود که البته به قیمت هزینه گذاری از نیازهای غیرنظامی صورت می گرفت. کمکی را که دولت بوش به مراکز صنایع نظامی ارائه نمود به هیچ وجه مشکل بزرگ بیکاری در آمریکا را حل نخواهد نمود .در عوض ،تغییرات اقتصادی انجام شده باعث سرازیرشدن درآمد سرشار صدها میلیارد دلاری به جیب شرکتهای بزرگ خواهد شد. پنج شرکت عمده بزرگ پیمانکار در زمینه صنایع دفاعی شرکتهای لاکید مارتین؛ نورث رپ گرومن؛ جنرال داینامیکس؛ بوئینگ و ریثون می باشند که پرسنل و منابع خود را از خط تولیدات غیرنظامی به نظامی تبدیل نموده اند. شرکت لاکید مارتین (بزرگترین پیمانکار صنایع دفاعی آمریکا) منابع خود را از بخش های مشکل دار غیرنظامی و تجاری به سیستم های تولید سلاح های پیشرفته تبدیل نموده است که شامل تولید جنگنده های اف۲۲ با هزینه تولید ۸۰ میلیون دلار برای هر فروند آن می باشد. شرکت بوئینگ که پیشنهاد قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری با وزارت دفاع آمریکا برای تولید جنگنده های جی اس اف داده است، با وجود ایجاد ۳۰۰۰ فرصت شغلی در نتیجه چنین قراردادی؛ در اثر پیامدهای ماجرای ۱۱ سپتامبر مجبور به اخراج ۳۰۰۰۰ نفراز کارکنان خود خواهد بود. از جمله دیگر نکات مورد بررسی قرار گرفته در این کتاب مسئله ارتباط جنگ و پدیده جهانی شدن می باشد که در این راستا مؤلف کتاب بر این باور است که این دو مسئله فرایندهایی وابسته به یکدیگر می باشند. وی معتقد است که بحران اقتصاد جهانی که عملاً ماجراهایی چون حادثه ۱۱ سپتامبر را به جلو انداخت ریشه در «نظم نوین جهانی» دارد که در قالب «بازار آزاد» در اقتصاد جهانی ارائه شده است. در این بیان وی اشاره ای مختصر به تاریخچه بحران اقتصادی آسیا و «بحران ۱۹۹۷ آسیا» کرده که در پیامد چنان بحرانی اقتصاد ملی کشورهای گریبانگیر یکی پس از دیگری فروریخته و مشابه کشورهایی چون ترکیه و آرژانتین گشته که عملاً دراختیار اعتباردهندگان بین المللی قرار گرفته اند. پیامد مستقیم چنین مسئله ای نیز توسعه فقر شدید در میان عامه مردم بوده است. نویسنده درنهایت اشاره به این نکته نموده که بحرانهای پس از ماجرای ۱۱ سپتامبر از جهات متعددی نویدگر دو حقیقت بودند: اول اضمحلال و نابودی دموکراسی اجتماعی در غرب و درنهایت نیز فتح بابی برای مسئله خصوصی سازی به همراه بازنگری در قوانین تجاری . در نتیجه چنین امری امکان در دست گرفتن تمامی بخشهای خدمات عمومی و زیرساختارهای اساسی مانند بهداشت و درمان؛ نیرو؛ آب و فاضلاب؛ راههای درون شهری و رسانه های همگانی توسط بخش خصوصی فراهم گردید. در ادامه این بحث می گوید: «بدون هیچگونه جنجال و یا بحث و گفتگویی» جنگ علیه تروریسم «برضد کشورهای سرکش و سرسخت برای حمایت از دموکراسی» و «افزایش امنیت ملی» ضروری جلوه داده شد. بررسی تاریخی و درک ریشه های اصلی جنگ آمریکا با مفاهیمی چون «نبرد با شرارت»، «کشورهای سرکش» و «شکار اسامه» جایگزین شد. مفاهیم ذکر شده گوشه ای از مبارزه رسانه ای دقیق طراحی شده می باشد. نظریه «کشورهای سرکش» که به وسیله پنتاگون طی جنگ خلیج سال ۱۹۹۱ ارائه شد درحقیقت مشروعیت بخشیدن به اعلام جنگ بر ضد کشورهای ناهماهنگ با نظم نوین جهانی و پایه های سیستم «بازار آزاد» بوده است. بعد دیگر بررسی شده پیرامون مسئله نظم نوین جهانی در بعد سیاسی و تبعات آن می باشد. در این باره وی می گوید: «سازمان ملل در عمل ، مهر تأیید برای دولت آمریکا شده است چرا که اهداف و مقاصد دولت آمریکا را به تصویب می رساند. از منظر تاریخی ۱۱ سپتامبر بزرگترین تقلب در تاریخ آمریکا می باشد.» ازجمله نتایج نظم نوین جهانی که وی به آن اشاره نموده است ظهور و توسعه حالت یکه تازی و استبدادی می باشد. وی معتقد است که رسانه های گروهی تبدیل به ابزاری جهت تحقق چنین اهدافی برای وارونه نمودن حقایق شده اند. وی دست اندرکاران دولت آمریکا را گزینه ای مناسب برای اقامه جنگ علیه تروریسم نمی داند چرا که در میان آنان حامیان تروریسم بین المللی در عمل یافت می شود. با توجه به چنین چشم اندازی وی معتقد به غیرفعال نمودن نظم نوین جهانی بوده و در این باره می گوید: نظامی نمودن جهان؛ عملیات جاسوسی مخفی و جنگ تمام عیار باعث حمایت از توسعه اقتصاد برپایه «تجارت آزاد» در مرزهای جدید شده است. توسعه ماشین جنگی آمریکا باعث انباشته شدن نامحدود سرمایه های خارجی در دستان افراد محدود و مشخصی خواهد شد که این امر خود آینده بشریت را به خطر خواهد انداخت. خطر احتمال وقوع جنگ جهانی سوم باید مورد توجه قرار گرفته و شناخته شود. برای غیرفعال نمودن و خلع سلاح چنین نظم نوین جهانی جنبه های پنهانی حالت استبدادی و دیکتاتوری باید بر همگان آشکار شده و مورد بررسی قرار گیرد. بررسی چنین امری نباید تنها محدود به نویسندگان و منتقدین گردد بلکه باید مورد توجه و دقت تمامی شهروندانی که زندگانیشان متأثر از «جنگ علیه تروریسم» می باشد نیز قرار گیرد. با چنین دقتی نسبت به سیستم استبدادی است که امکان ایجاد حرکتی وسیع در سطح جهان برای جلوگیری از وقوع جنگ جهانی دیگری خواهد بود. فعالیت سرمایه داری جهانی اقتصاد برپایه «تجارت آزاد» مستقیماً به مراکز قدرت مرتبط می باشد. مراکز قدرتی که در پشت چنین سیستم هایی قرار گرفته اند بانک های بین المللی، مراکز اقتصادی، مجتمع های صنایع نظامی، غولهای نفت و انرژی، شرکتهای ادغام شده بیوتکنولوژی دارویی و رسانه های قدرتمند می باشند که قادر به تحریف حوادث ماوقع در سراسر جهان می باشند. برای خنثی نمودن چنین سیستمی فراخوانی جهت «دموکراتیزه» کردن سیستم های مالی با تکیه بر اصلاحات صورت گرفته در مراکز اقتصادی جهانی مانند بانک جهانی و مؤسسه تجارت جهانی کافی نمی باشد چرا که چنین اصلاحاتی نه روند فعالیت های سرمایه داری در جهان را تغییر داده و نه تأثیری بر ساختار قدرت موجود خواهند داشت. در ظاهر نظم نوین جهانی مؤید و مشوق چنین اصلاحاتی نیز می باشد که درحقیقت توهم این را نیز به دنبال خواهد داشت که اساساً مدعیان جهانی سازی مصمم به ایجاد تغییرات سازنده می باشند. چسودوسکی محدود نمودن آزادیهای فردی به بهانه افزایش ضریب امنیت عمومی را از تبعات ایجاد حالت استبدادی حاصله از تفکر «جنگ علیه تروریسم» می داند. اگرچه در این میان به بیان وی توهم ایجاد دموکراسی قانونمند همواره مورد توجه قرار می گیرد. وی همچنین بیان می دارد که برای انتقال چنین توهمی (توهم دموکراسی) مدعیان جهانی سازی نیازمند جعل نظرات مخالف می باشند. به عبارت دیگر آنها خود باید مخالفان سیاسی خود را ایجاد کرده، تطمیع نموده و درنهایت حمایت نمایند و در این راستا نیز انتقادات گزینش یافته را مورد تأیید قرار می دهند. در چنین روشی هدف قبولاندن این نکته به مخالفان برگزیده شده می باشد که ایشان «شهروندان جهانی» بوده که از جانب دیگر شهروندان مشارکت نموده حال آنکه استفاده از ایشان در جهت منافع مؤسسات اقتصادی ویژه صورت می گیرد. درست است که منتقدان برای بیان نظرات خود درباره عملیات نظامی و ایجاد جبهه جنگی توسط آمریکا به دعوت خوانده شد ه اند اما آنچه که اساساً بدان هیچگونه توجهی نشده و مورد سئوال قرار نگرفته توجیهات و دلایل مشروعیت جنگ می باشد مخصوصاً با توجه به شواهد فراوان نقض کننده مشروعیت «جنگ علیه تروریسم». برای مثال نحوه معامله با اسرای جنگی و مطابقت آن با کنوانسیونهای ژنو مورد سئوال واقع شده حال آنکه هیچگاه مشروعیت کلی «جنگ علیه تروریسم» مورد سئوال قرار نگرفته است. مدعیان «جهانی سازی» پذیرای انتقادات «سازنده» بوده اما تا آنجا که حق حاکمیت ایشان به چالش کشیده نشود. وی چنین تقلبات ساختگی را مضر بر روند حرکت جهانی ضدجهانی سازی نیز می داند و عاملی برای ایجاد دودستگی میان حرکتهای اعتراض آمیز جهانی و درنهایت شکست حرکتهای حقیقی مخالف به شمار می آورد. آنچه را که چسودوسکی به عنوان را ه حلی برای مقابله می داند همکاری همه جانبه و مستمر در زمینه به چالش کشیدن مشروعیت چنین تفکراتی می باشد. وی می گوید: «تشکیل یک «سیستم اقتصادی و اجتماعی جایگزین» از طریق خلاصه ای از اصول به تنهایی قادر به هویدا نمودن حقیقت و ماهیت نظم نوین جهانی و ساختارهای قدرتی سازنده آن نمی باشد. چنین فرمول خلاصه شده ای ضامن تغییرات هدفمند و تعدیل سرمایه داری موجود نخواهد بود. ارائه الگویی جدید و یا درخواست از رهبران سیاسی سران هفت کشور صنعتی (که خود مجریان نظم نوین جهانی هستند) مفید فایده نخواهد بود. برای ایجاد تغییرات معنی دار توازن قدرت از درون جامعه باید تعدیل شود. خلع سلاح کردن اجزاء نامرئی «تجارت آزاد» بدون خنثی نمودن اجزاء اطلاعاتی و نظامی حمایت کننده آن ممکن نمی باشد. برای چنین منظوری پایگاه های نظامی باید برچیده شده و ماشین جنگی با تولیدات غیرنظامی جایگزین شود. خلع سلاح نمودن نظم نوین جهانی همچنین نیازمند تغییر ساختارهای مالکیت (عمدتاً به صورت بی قدرت نمودن بانکها و مؤسسات اقتصادی) می باشد. اولین اولویت در این راستا توقف فرایند خصوصی سازی سرمایه گذاری مشترک، زیرساختارها،خدمات همگانی (مانند آب و برق)، بیمارستانها و مدارس و درنهایت زمین های عمومی می باشد.  


دسته‌بندی نشده

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

2 (33557)

حضرت محمد مصطفی (ص) ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله در سالی که معروف به عام الفیل است دیده به جهان گشود. پدرش عبدالله در بازگشت از شام در شهر یثرب (مدینه ) ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

2 (33558)

‏داستان حضرت اسماعیل(ع) پیامبرى اسماعیل خداوند پیامبرى حضرت اسماعیل(ع) را به صراحت بیان داشته و فرموده است: <وَاذکُرْ فِى الکِتابِ إِسْمعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الوَعْدِ وَکانَ رَسُولاً نَبِیّاً». دعوت حضرت اسماعیل(ع) میان قبیله‏هاى عربى که ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

2 (33558)

‏داستان حضرت اسماعیل(ع) پیامبرى اسماعیل خداوند پیامبرى حضرت اسماعیل(ع) را به صراحت بیان داشته و فرموده است: <وَاذکُرْ فِى الکِتابِ إِسْمعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الوَعْدِ وَکانَ رَسُولاً نَبِیّاً». دعوت حضرت اسماعیل(ع) میان قبیله‏هاى عربى که ادامه مطلب…

background